آیا محمد رسول خدای مسلمین به علوم اهمیت میداد و یا به آیاتی که خود به نام آیات اسلامی در قران داشت؟!!
/ در جواب به کسانی که فکر میکنند عمر در سوزاندن و به آب ریختن کتابهای ایرانیان و مصریان مقصر بوده:
در نزد محمد قران کتاب اولین و آخرین بشمار می رفت و بهمین جهت برای آن ارزش و اهمیت اساسی قائل بود بطوریکه می گفت: " بهترین شما کسی است که قران را تعلیم گیرد و تعلیم دهد"
( نظر به کسانیکه میگویند اسلام محمدی با علم موافق بوده)
زیرا که به اعتقاد حضرت محمد " قران دواست" و " مجادله در باره قران کفر است"
( اینهم اثباتی دیگر)
*تعصب محمد نسبت به قران آنچنان بود که روزی عمر صفحه ای از کتاب تورات را در دست داشته پیغمبر از دیدن آن برآشفت و گفت " آیا نیآوردم برای شما بجای تورات کتابی روشن و منزه (قران) که اگر موسی زنده بود چاره ای جز پیروی از آن نداشت"
( تاریخ تمدن اسلام جرجی زیدان ج 3 ص 436 / تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ذبیح الله صفا ص 32 )
اینگونه حساسیت ها در برخورد مسلمانان با کتب و فرهنگ اقوام دیگر بی شک سیاست عملی خلفای آینده اسلام را نیز تعیین میکرد
سیاست پرهیز از کافران (یعنی غیر مسلمانان) که در سراسر قران بر آن تکیه می شود عاملی بود تا اعراب مسلمان از معاشرت و برخورد با اقوام و اندیشه های دیگر خودداری کنند و در نتیجه از تحول و تکامل فرهنگی بمانند!!!!.
حضرت محمد بیم داشت که اگر نگارش علوم و فلسفه آغاز شود و آثار علمی و فلسفی ملت های متمدن همسایه به عربی ترجمه گردد و در دسترس مسلمانان قرار گیرد بنیاد عقاید مذهبی اعراب مسلمان سست و متزلزل شود از این رو:
*وقتی سعید الخدری از پیغمبر اجازه خواست تا به نوشتن علم بپردازد محمد با تقاضای او مخالفت کرد
( تاریخ علوم عقلی ص 33 )
زیرا پیغمبر معتقد بود که:
" گمراهی پیشینیان بواسطه نوشتن (علم) بوده است "
( تاریخ تمدن اسلام ج 3 ص 434 )
بطوریکه گفتیم:
برای محمد قران کتابی بود که علوم اولین و آخرین در آن مندرج است!!!!!!!
( لا رطب و لا یا بس الا فی کتاب مبین / هیچ تر و خشکی نیست که در قران نباشد: سوره انعام آیه 59 )
این اعتقاد باعث می شد تا مسلمانان به جز قران هر کتاب دیگری را فاقد ارزش بدانند و به آثار علمی و ذخائر فرهنگی ملل دیگر به دیده عناد و دشمنی بنگرند!!!!!!
با این اعتقاد بود که اعراب مسلمان پس از حمله و تصرف کشورهای متمدن بی درنگ بسوختن و نابود کردن ذخائر علمی و فرهنگی ملل مغلوب پرداختند بطوریکه در فتح مصر عمروبن عاص راجع به کتابهای گرانبهای کتابخانه های اسکندریه از عمر کسب تکلیف کرد عمر جواب نوشت:
" اگر درآن کتاب هامطالبی موافق کتاب خدا (قران) است با وجود آن ما را از این کتابها استغنا حاصل است و اگر در آنها چیزی برخلاف کتاب خداست حاجتی به آنها نیست پس به نابود کردن آن کتابها اقدام کن!!! "
به محض وصول این دستور عمروعاص محصول تمدن و فرهنگ چند هزار ساله یک ملت باستانی را به تون (آتشدان) حمام ها افکند آنچنانکه مدت 6 ماه حمام های مصر از سوختن این کتاب ها گرم میشد!!!!!!!!!!!!!!!!!
( تاریخ علوم عقلی ص 33 . یاقوت حموی تعداد حمامهای مصر را در این زمان 4 هزار ذکر کرده است که براساس آن می توان به تعداد کتابهای سوخته شده پی برد : معجم البلدان ج 5 ص 243 )
*پس از فتح ایران نیز سعد بن ابی وقاص در مورد کتابها و رسالات کتابخانه های ایران از عمر دستور خواست
عمر به او نوشت:
" آنها را در آب افکن !!" ... زیرا عمر نیز معتقد بود که با وجود قران مسلمین را به هیچ کتاب دیگری احتیاج نیست!!
( تاریخ علوم عقلی ص 34 )
بدین ترتیب روشن می شود که برخلاف نظر عده ای که فکر میکنند اسلام خوب بوده و حاکمان و پادشاهان وقت بد
بوده اند !! عمر نیز که خلیفه ای خشن و آدمی عمیقا" سطحی اما بسیار متدین بود همان سیاست حضرت محمد را در مخالفت با کتب و فرهنگ ملل بیگانه اجرا میکرد !! او نیز نسبت به قران و آموزش آن شدیدا" سختگیر بود و مخالفان و معترضین به اسلام و قران از شکنجه و آزار او در امان نبودند بطوریکه : " در زمان عمر مردی بنام ضبیع به مدینه آمده بود و از متشابهات قران می پرسید عمر کس فرستاد او را بیآورند مقداری چوب خرما حاضر کرده بود وقتی مرد بیآمد عمر جوبی برگرفت و اورا بزد آنچنانکه سرش خونین شد !! مرد گفت: بس است آنچه در سر من بود بیرون رفت!!"
نتیجه:
( " بخصوص در جواب به یکی از نظر دهندگان پست قبلی خود : حالا فهمیدید معتقدان و مومنان و آخوندها چرا با علم بخصوص در این چهارصد ساله شیعه شدن ایرانیان مخالفت میکردند حالا فهمیدید که این آخوندها و حاکمان و پادشاهان وقت نبودند که بد بودند و با علم مخالف بودند آنها همگی عمله فعل بودند و فعل و دستور در احکام و عقاید محمد بوده که بوسیله عمر به کشورهای ایران و بقیه کشورهای اسلامی رسوخ کرد!!" )
عمر در آموزش و تعلیم قران به اعراب صحرا نشین سختگیری فراوانی داشت بطوریکه هر از گاهی کسی را برای امتحان آنان می فرستاد و اگر اعراب صحرا نشین بد امتحان می دادند عمر آنها را می زد و در کتک زدن به آنها آنچنان خشونت می کرد که گاهی مرد چادر نشین زیر شکنجه و شلاق می میرد!!
( الاغانی ابو جعفر اصفهانی ج 7 ص 312 )
به پیروی از عملکرد های حضرت محمد و سیاست های فرهنگی عمر و دیگر خلفای اسلامی بود که مثلا" وقتی ابومره کندی کتابی از شام آورد و به ابن مسعود داد او درآن نگاهی کرد و سپس طشتی پر آب خواست و کتاب را درآن فرو برد و گفت: " اسلاف شما هلاک شدند برای آنکه کتاب خویش (قران) را رها کردند و به کتابهای دیگر پرداختند"
( سنن دارمی به نقل از نهج الفصاحه ص 82 مقدمه مترجم)
مچ گیری:
اسلاف اون بدبختها که هنوز قران در زمانشان نیآمده بوده که ابن مسعود گفته: اسلاف شما هلاک شدند....
نتیجه گیری دوم":
بنابراین ملاحظه میکنید که بر خلاف نظر دشمنان میهن ایران و دوستان اسلام و دوستان عربها
(بخصوص ایرانیان خرد باخته) که در نظرات من هم دیدگاههای غلطشان را برایمان میگذارند"
سرکوب و شکنجه معترضین و مخالفان فکری اسلام رواج داشته و دیگر اینکه مردم آنزمان هم در بیابانها چقدر مثل امروزه روز می فهمیدند که اعتراض میکردند و غلط به آیات میگرفتند و میشود فهمید که محمد چقدر با علم مخالف بوده و اینکه بعضی ها میگویند محمد گفته تا چین هم رفتید علم بیآموزید چقدر با دستورات ذکر شده در بالا فرق داشته!!
آیا واقعا" محمد گفته: تا چین هم رفتید علم بیآموزید( در حالیکه با در نظر گرفتن کتب تاریخی درج شده در بالا همراه با درج جلد و صفحه) را ایرانیان( البته گرفتار) برای البته رهائی از ظلم اعراب مسلط بر ایران نگفته اند؟ اگر هم محمد این حرف را زده پس محمد هم ضد و نقیض دستور داده و فراموشی داشته که چه حرفهائی در مورد علم گفته!!! و عمر را چطور پرورانده!! و در واقع آخوندهای آورده شده از جبل عامل فلسطین که از چهارصد سال پیش بر ایران تسلط داشتند چقدر دستورات محمد را اجرا میکردند!!!
در جواب به آن ایرانیانی که میگویند آخوند ها بد هستند و احکام اسلام خوب بوده و یا بقول شاعر مرتب میگویند : اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ماست!!
بن مایه:
اسلام شناسی جلد دوم
علی میرفطروس
********************************************************************** این مطلب به تاریخ پنج شنبه اورمزد شید 6 خرداد ماه شاهنشاهی /2718 ایرانی برابر با 6 خرداد ماه شمسی تحمیل تازی و تازی پرستان نوشته شد.
دلیلش اینستکه ما استعداد دانش آموختن را وانهاده ایم.
Why are they powerful? why are Muslims powerless?
Here's another reason. We have lost the capacity to produce knowledge.
در سراسر جهان اسلام مشتمل بر 57 کشور تنها 500 دانشگاه موجود است.
درحالیکه تنها در آمریکا 5758 دانشگاه براه است.
درهندوستان ، 8407 دانشگاه موجود است.
حتی یک دانشگاه ازمیان کشور های اسلامی در زمره 500 دانشگاه اول جهانی جای ندارد.
o In the entire Muslim World (57 Muslim Countries) there are only 500 universities.
o In USA alone, 5,758 universities
o In India alone, 8,407 universities
o Not one university in the entire Islamic World
features in the Top 500 Ranking Universities of the World
سواد در دنیای مسیحیت نود% است.
سواد در جهان اسلام 40% است.
در پانزده کشور مسیحی مذهب در صد سواد یکصد است.
درکشورهای مسلمان حتی یکی هم نیست.
درکشورهای مسیحی 98 درصد دوره دبیرستان را تمام کرده اند.
درکشورهای اسلامی این رقم 50 درصد است.
40 درصد از مردم کشور های مسیحی دانشگاه را تمام کرده اند.
در کشورهای مسلمان این رقم تنها 2 درصد است.
درکشورهای مسلمان برای هریک ملیون مسلمان تنها 230 عالم و دانشمند وجود دارد.
در آمریکا این رقم 5000 است.
در آمریکا برای هریک ملیون نفر 1000 تکنیسین موجود است.
در سراسر جهان عرب فقط 50 نفر برای هریک ملیون نفر موجود است.
دنیای اسلام فقد 02/.% از درآمد ملی را برای تفحص و توسعه هزینه میکند.
درکشورهای مسیحی این رقم 5% از درآمد ملی است.
o Literacy in the Christian World 90%
o Literacy in the Muslim World 40%
o 15 Christian majority-countries, literacy rate 100%
o Muslim majority - countries , None
o 98% in Christian countries completed primary
o Only 50% in Muslim countries completed primary.
o 40% in Christian countries attended university
o In Muslim countries a dismal 2% attended.
o Muslim majority countries have 230 scientists perone
million Muslims
o The USA has 5000 per million
o The Christian world 1000 technicians per million.
o Entire Arab World only 50 technicians per million.
o Muslim World spends on research/developmen t 0.2%of
GDP
oChristian World spends 5 % of GDP
نتیجـــه:
دنیای اسلام استعداد دانش پروری ندارد.
مرحله دیگر آزمایش دانش، کاربرد آنست.
Conclusion.
o The Muslim World lacks the capacity to produce
knowledge.
Another way of testing the degree of knowledge isthe
degree of diffusing knowledge
.
در پاکستان برای هر 1000 نفر 23 روزنامه موجود است.
درسنگاپور این رقم 460 برای هر 1000نفر است.
در انگلستان 2000 کتاب مختلف برای یک ملیون نفر هرسال چاپ میشود.
در مصر این رقم تنها 17 جلد است.
o Pakistan 23 daily newspapers per 1000 citizens
o Singapore 460 per 1000 citizens.
o In UK book titles per million is 2000
o In Egypt book titles per million is only 17
Conclusion.
عــاقبــت:
دنیای اسلام در دانش پژوهی شکست خورده است
oMuslim World is failing to diffuse knowledge
آزمایش کاربرد دانش راه دیگری برعدم دانش پژوهی مسلمانان است.
صادرات صنعتی پاکستان فقط9/0 در صد کل صادرات آن کشور است.
در عربستان سعودی 2/0 درصد است.
کویت و مراکش و الجزایر 3/0 درصد است.
درحالیکه سنگاپور به تنهائی 68% صادرات صنعتی دارد.
Applying Knowledge is another such test.
o Exports of high tech products from Pakistan is
0.9% of its exports.
o In Saudi Arabia is 0.2%
o Kuwait , Morocco and Algeria 0.3%
o Singapore alone is 68%
نتــیجــتا":
جهان اسلام استعداد بهره گیری از دانش را فاقد است.
Conclusion.
o Muslim World is failing to apply knowledge.
به چه نتیجه ای میرسیم؟
کنکاش لازم نیست چون ارقام فریاد میکشند،لکن ما قادر بشنیدن آن نیستیم.
What do you conclude? no need to tell the figures
are speaking themselves very loudly we are unable tolisten
نـصـیحـت:
خود و فرزندانتان دانش بیاموزید، میان بر وجود ندارد. بهیچ وجه نگذارید فرزندانتان از دانش آموزی منحرف گردند. و بخاطر خدا، از نفوذ خود برای بدست آوردن نمره بیشتر برای فرزندان خود اجتناب کنید.اگر موفق نشوند آنها را یاری کنید تا موفق شوند. واگر اکنون نمیتوانند موفق شوند پس هرگز موفق نخواهندشد.
ما بیشترین و نیرومند ترین ملت روی زمین هستیم تنها چیزی که لازم داریم ، شناخت خودمان است.
پیروزی ما بسته به دانش و خلاقیت و سواد آموزی ماست و بس.
بیدار شو
Advice:
Please educate yourself and your children. alwayspromote
education, don't compromise on it, don't ignore your
children's slightest misguidance from education (and
please, for God's Sake, don't use your personal
contacts or sources to promote your children intheir
education; if they fail, let them and make themlearn to
pass; b/c if they can't do it now, they can't ever.
We are World's biggest and strongest nation, all we
need is to identify and explore our ownselves. Ourvictory
is with our knowledge, our creativity, ourliteracy...And
nothing else.
Wake up
این مطلب به تاریخ پنج شنبه ناهید شید 30 اردیبهشت ماه شاهنشاهی برابر با
30 اردیبهشت ماه شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.
عبدالرضا رحمانی فضلی، رئیس دیوان محاسبات از وزارتخانههای نفت، کشور، اقتصاد و دارایی به عنوان وزارتخانههایی که «بیشترین میزان انحراف از بودجه» را داشتهاند یاد کرد.
بنابر گزارش دیوان محاسبات (که بر عملکرد دولت و شرکتهای دولتی نظارت دارد)، در بخش نفت در دو سال گذشته هشت میلیارد و ۹۰۰ میلیون دلار بیشترین انحراف فقط در بخش واردات بنزین اتفاق افتاده است.
آقای رحمانی فضلی گفت که «در حوزه نفت برخی درآمدهای این وزارتخانه به خزانه واریز نشده که با شفاف شدن موضوع این مساله حل شده است.»
وی افزود: «از سوی وزارت نفت به برخی اشخاص حقیقی و حقوقی بدون مجوز مبالغی پرداخت شده است که این وزارتخانه باید با ارائه توضیحی این خسارتها را جبران کند.»
به گفته آقای فضلی این پرداختها در قالب کمک در امور ورزشی و فرهنگی به کشورهای خارجی صورت گرفته است که در بودجه سال 88، مجلس مجوز چنین کاری به این وزارتخانه نداده بود.
رئیس دیوان محاسبات همچنین درباره «تخلفات بانکی» گفت: «دولت باید مبالغی را به عنوان سود اوراق مشارکت به بانکها میداده اما دولت این کار را نکرده است.»
وی افزود: «سود سررسید شده اوراق مشارکت تا پایان سال گذشته ۱۳۰ میلیارد تومان بوده است.»
به گفته رئیس دیوان محاسبات، بانکها ۵۰ هزار میلیارد تومان (۵۰ میلیارد دلار) وام به مشتریان داده اند اما نمی توانند آن را وصول کنند که «این رقم با میزان کل نقدینگی ریالی موجود در جامعه برابر است که اثرات تورمی بسیاری دارد.»
عمده گزارش رئیس دیوان محاسبات بر وزارتخانه های اقتصادی و عملکرد آنها متمرکز شده و هیچ اشاره ای به تخلفات مالی وزارت کشور نشده است.